تبليغاتX
!!!برای تازه شدن،دیر نیست!!!
پنجشنبه چهارم آبان 1385

سلاااااااااااام خدمت همه دوستاااای بهتر از گلم  

وای که نمیدونین ایندفه به چه سختی دارم آپ میکنم  مردم اصلا هیچی به ذهنم نمیرسه  آخه اینجا چی بنویسم ... ولی اوومدم آپ کنم٬ چون تا یه مدت معلوم نیس.. دسترسی به اینترنت ندارم تازه می خوام برم درسم بخونم  کی باااور می کنه که من میخوااام درس بخونم  نه جدی گفتم می خوااام یکم درس بخونم  اگه تنبلی کنم این ترم کارم به مشروطی و اینجور بدبختیااا می کشه ...  پس این یه جور آپ خداحافظی میشه ولی به مدت کوووتاه... وای که چه اینجا و وبلاگای شما بدون من بی صفاس   ولی اشکال نداره بالاخره باید یه ذره نبااااشم تا دلتون واسم تنگ بشه  ... همین جا از همتون که میااااین کامنتدونی منو می ترکونین ممنونم ایشالله جبران می کنم ... (منو که میشناسین تو کامنت گذاشتن کم نمیااارم... قابل توجه هومن جون) خلاصه اینکه اگر بار گران بودیم و رفتیم اگه نامهربون بودیم و رفتیم (عمرا من نامهربون بووودم!!! شعرش اینجوریه خوب من چیکار کنم می خواستم دخل و تصرف توش انجام بدم ترسیدم فردا بیااان بگیرن ببرنم بگن قانون copyright داشته ) ... خوب واسه حسن ختام این پستم شعر ندااارم

... خوب اولش گفتم چه آپ سختیه !!! نمیدونم چی بنویسم!!! 

نزن بابا ... باشه حالا یه ۲ بیتی یه چی مینویسم... 

پس خدافظ تا نمیدونم کی ....

********************************************************************************************

There are many people that we meet in our lives but only a very few will make a lasting impression on our minds and hearts

من پری کوچک غمگینی را می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد

و دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد

آرام٬ آرام...

پری کوچک غمگین که شب از یک بوسه می میرد

و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:2  توسط هدیه  |