تبليغاتX
!!!برای تازه شدن،دیر نیست!!!
سه شنبه هفتم آذر 1385

به نام خدا ...

دوستاي اينجوري هميشه با همن

ولي خيلي کمن

دوستاي اينجوري غم ندارن

چيزي کم ندارن

دوستاي اينجوري واقعين

هميشه موندنين  

دوستاي اينجوري خواب نميرن

هميشه مراقبن

دوستاي اينجوري هوا ميرن

نمي دوني تا کجا ميرن

دوستاي اينجوري برف نيستن

آب نميشن

دوستاي اينجوري دشمن نميشن

از پشت خنجرزن نميشن

دوستاي اينجوري قدر مي دونن

الکي قهر نميشن...

سلام يه سلام به همه دوستااااا...

به همين سادگي... بعضي وقتا اتفاقايي مي افته که اصلآ  دوسشون نداريم

ولي مي افته ما هم نمي تونيم هيچ کاااري بکنيم  به قول گيلاسي جووونم عدل و اختيااار خدااا ....

منم بدجوري موندم تو همين عدل و اختيااار خدا ... کفر نميگم نا شکريم نکردم الکي شاکي نشين...

آره به همين سادگي منم دارم ميرم واسه هميشه... دليلشم خيلياتون ميدونين... بالاخره همه يه روزي ميرن يکي زودتر يکي ديرتر منم وقت رفتنمه... درسته دوستاي خوبي مثل شماها دارم ولي نمي تونم اميدوارم درکم کنيد...

هميشه يه اومدني يه رفتنيم داره خوب بازم به همين سادگي... دنيااا خيلي کوچيکه زود تموم ميشه به همه اون چيزايي که مي خوايم نميرسيم ولي يادمون باشه ناشکري نکنيم... منم خدا رو خيلي دوس دارم...

به همين ساااادگي...!!!

بهنوش خانم طلا خيلي ماهي .. ماهي نه ماه خيلي کمکم مي کني بهترين دوست دنيااايي... دوست داااارم

آقا پدرام دکتر جون مهربون خيلي کمکم کردي...  خيلي راهنماييم کردي...  واقعآ ممنونتم هيچ وقت فراموشت نمي کنم اميدوارم منو ببخشي...

گیلاسی خانم  يه نمونه خانم موفق تو زندگي با اينکه خيلي سختيااا رو داره ولي هميشه سرزنده و شاد اميدوااارم خدا بيشتر کمکت کنه... محدثه جون تو خوبي هيچي کم نداري... واسه منم دعا کن عزيزم

نسرین عزیزم هميشه بهت مي گفتم قوي باااش منو نسي روزا و شباي خوبي و باهم داشتيم هيچ وقت فراموش نمي کنم... نسي نترس من هنوز زندم انقد شانس نداشتي برم از شرم راحت شي... ولي تو با بزرگيات منو ببخش...

اشبک (بابک و اشکان) شرمنده من زيادي اذيتتون کردم ميدونم آبجي خوبي نبودم ولي شما بزرگوارترين  و ميدونم ميبخشين منو...  اميدوارم هميشه موفق باشين (دوتااايتون)

داش علي پاتوق که بهترين داداش دنياااست... واسم دعا کن علي که خيلي بهش احتياج دارم

آبجي آيلين که تو همه ناراحتيااام همراهم بود  ازت ممنونم خيلي  اميدوارم هر چه زودتر جشن عروسي برگزار بشه   از الان بهت تبريک ميگم  عزيزم ايشالله خوشبخت شين...

آقا مصطفي کم سعادتي از ما بود ببخشيد که نتونستم باهات همکاااري کنم تو رو هم خيلي اذيت کردم يه کم از خيلي بيشتر...(منم که از رو نمیرم )

شيدا خانم يه دوست گل و مهربون و صحراااايي يه دنيا ازت ممنونم دلم واست تنگ ميشه... راستي ني ني رو هم ببوس

داش هومن ميدونم از دستم ناراحتي ولي چه کنم بخدا خودمم نميدونم چمه... منو ببخش...

داش احسان حسابي روي ما رو تو کامنتدوني کم کردي...   اميدوارم هميشه همينجوري موفق و پيروز باشي

آرزو جوون که زود فهميدي من تغيير کردم...  تيز بين بودي ديگه...  آره من خيلي هم تغير کردم ولي هنوز به دعاهات محتاجم...

آقا امين که هميشه با کامنتاش منو شرمنده مي کرد هميشه به وبلاگم مي اومد و منو شرمنده مي کرد شرمنده که نتونستم جبران کنم

پويا جاااان خيلي مهربون و با گذشت بودي واست دعا مي کنم با ماهي جون خوشبخت بشين...

دکتر افشين يه داداشي مهربون که تازگيااا ما رو آبجي خودش ميدونست واسه ما سعادتي بود ولي کم سعادتر از اينام من افشين جااان... شاد باشي هميشه

سوفیااای عزیزم که با من قهر  و ازم دلخور... ازت مي خوام که منو ببخشي تو بهترين دوست مني هميشه...

آقا ايمان و آقا رامين که سعادت نداشتيم بيشتر باهاشون آشنا بشم  اميدوارم موفق باشين...

آقا شهریار که نتونستيم بيشتر باهاش آشنا بشيم کم سعادتي از ما بود... تو همين مدت کم حسابی تو کامنت منو شرمنده کردیااا!!!

آقا شهرام که واقعآ دوست خوبي هستي و هميشه نسبت به من ارادت داشتي...  ممنونم خيلي...

حضرت عشق اميدوارم تو هم به اونچه که ميخواي برسي ....

دو پرنده يک پرواز از اسم وبلاگت خيلي خوشم مياااد اميدوارم هميشه شاد باشي...

(اگه کسی هست که فراموش کردم که شرررمنده (فک نمی کنم ) ولی خوب اگه کسی بود با بزرگیش منو ببخشه )

خلاصه اينکه از همه شماها که تا اينجا با من بودين تنهام نذاشتين ممنونم و شرمنده که دارم تنهاتون ميزااارم...

واسم دعا کنين

ببخشيد که يهويي شد ...  گفتم که هميشه اون جور که مي خوايم نميشه ... 

دلم واسه تک تک تون تنگ ميشه هيچ وقت فراموشتون نمي کنم... خوبياتون ... مهربونياتون... نارحتيااا... هميشه به يادتونم اميدوارم شماها هم من بي معرفت رو فراموش نکنين ....

آرزومند آرزوهايتان هديه (آبجي کوچيکتون)


پیش از آنکه باخبر شوی، لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود،

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان چقدر زود دیر میشود...

 

دلم نمی خواست تلخ بنویسم ولی خدافظی تلخه دست من نیس  

(اینجا رو نه اجاره میدم نه حذفش میکنم نه ... همینجوری باقی میمونه...)

خـــــــــدافـــــــــــــــــــــــــــــــــظ

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:0  توسط هدیه  | 

چهارشنبه یکم آذر 1385

سلام خدمت همه دوستای گلم منم اووومدم

امیدوارم حال همگی خوب و خوش باشه

 بعد از ۲۶ روز من پیدااام شد دلم واستون تنگ شد  ولی دیگه بی معرفت نبودم به وبلاگاتون سر زدم و مطالبتون رو خوندم ولی نتونستم کامنت بزارم شرمنده آخه وقت نبود دیگه به هر حااال بازم اومدم

خلاصه اینکه همین...

انتظار بی پایان

بغض هایم را به ابرها می دهم و قلبم را از نام تو پر می کنم

نام تو،بر لب ها زیباترین آغاز

سوگند به چشمانت که به نامت می نازم! آن لحظات گنگی

را که در کوچه های خاطرت به دنبال خودم می گردم از پس کوچه های انتظار،

نیاز ماندنت را فریاد می زنم می دانم خواهی آمد...

راستی،شب است و من افسرده هستم! بی تو، شادی ندارم و غم پرورده هستم!

تاریک است رد پایم، در جاده و سایه ای خسته پا به پای من می آید،

برای هم غزل شدن، تاریکی غمی افزود بر غم هایم...

امشب تنها شبی است که سحر به دنبال ندارد و شبی غمناک است!خموش و مبهوت

بر جای می ماند و کو قطره های اشک که با آن آتش دل، این شب تاریک را خاموش کنم؟

کنار پنجره می نشینم،می دانم خواهی آمد...

باز هم کوچه را می نگرم، رد پا و کوچه و سایه و چشمی که چون دل بارانی اشک می ریزد!

و آکواریوم را پر می کند!

چرا که هیچکس

غیر از نگاه آسمانی تو

 نیابد اثرم

..................................................

تاریک است      می گویند باران می بارد     

می گویند صدای شرشر باران زیباست       ولی من نمی شنوم   

غرق در افکارم      کمک می خواهم...

کمک کسی که مرا رها کند    می خواهم از این تاریکی رها شوم   

می خواهم صدای باران را لمس کنم

..................................................

راستی یه سوال:

شما هم وقتی دلتون میگیره با گریه کردن آروم میشین ؟؟؟

یا با اونی که دوسش دارین و راحتین حرف بزنین ؟؟؟

یا اینکه سر آدم و عالم خالی می کنین و به همه نشون میدین که ناراحتین

و تا همه رو ناراحت نکنین راضی نمیشین؟؟؟

چی کار می کنین که آروم بشین ؟؟؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:1  توسط هدیه  |