سلااام...سیلاام....سلاااام
خوبین؟! خوشین؟! ما که هم خوبیم هم خوشیم
کووووووور شهههه حسووووووود
اول از همه کادواتون کووووو
دوم از همه
دست نسرین جووون درد نکنه که به مناسبت تولدم آپ کرد.... روز به این مهمی
... مگه میشه یادتون بره
خوب خلاصه اینکه دست همتون درد نکنه ~~>
SMS... تلفن... کامنت... میل... و اونایی که اومدن مهمونی ... جای همه خالی بود...
خوب... من ۲۷ام تیر که گذشت تولدم بود...
جا داره یه بار دیگه از نسرین تشکر کنم.... به مناسبت تولدمم روز ۳۰ام یه مهمونی به صرف شام و شیرینی برگزار شد اونم کجاااااا برو بچ اهواز به گوش باشن ااااااااااااااااایییییییییرممممممماااااااننننن (من پول تبلیغ نگرفتمااا!!!!) خلاصه اینکه قرار ۸:۳۰ پیتزا ایرمان بود... من.. بهنوش... مریم... نسرین... و... + بقیه بروبکس...
۱۰ نفری میشدیم خلاصه... اول یخده خندیدیم و شوخی کردیم تا همه جمع شیم از همه دیرترم این نسرین اومدااا!!!!
ولی یه گل خوجل واسم آورده بود که باهاش دعوا نکنم
بعدشم سفارش غذا دادیم... که بچه ها کلی همه تو رژیم بودن
کلی من حااالیدم تو این قضیه
، یه بار دیگه نسرین دستت درد نکنه
، بعد از خوردن شام و گرفتن کلی عکس... کیک رو آوردیم و اوج شلوغی ماااا
که اگه تا ۲ مین دیگه معطلش میکردیم از اونجااا پرتمون میدادن بیرون
ما که کاری نکردیم فقط یه مقداری شووووت.. دستتتت... جیغ....کلللل... همینا دیگه...
، نسرین جووون متشکرم، ولی کلی خندیدیم... خیلی خوش گذشت... بعدشم ریختیم تو ماشین چرخیدیممممم... ساااعت ۱۱ شبم بود
دیدم اگه برنگردیم خونه شب باید تو کوچه بخوابیم
مجبور شدیم برگردیم دیگه
نسرین بازم مررررسی
این ته اشم از چند تا عکسه از مهمونیه...
راستی من امسال دوبار شمع فوووت کردماا!!!
یکیش با خانواده یکیشم با دوستام
نسرین مرررسی...
اینم کیک تولدم ...

اینجاا اوله که همه جمع نشده بودیم... میخواستیم ببینیم دسته کی خوشکل تره
اگه گفتین دست من کدومه؟! (تو عکسای قبلی دستمو دیده بودین...)
اینم کیک تولدیه که خونه با خانواده گرفتم... این شیطونم که معرف حضور هس که
(دلم واسش یه ذره شده... یه هفته اس ندیدمش
... مسافرته!!!)
راستی من نیستم که الان پس کی اینجا رو آپ کرد... یعنی کی میتونه باشه اینوقت شب
آهان من الان تهرانم
یکی از بچه ها آپ کرد ولی پستو خودم نبشتم... بابام به من عیدی داد... یه توپ قلقلی داد
تشکراشم باشه واسه پست بعد...
سی یوووووو....
بای بای
پی نوشت۱: در ضمن بابک جان هنوز یادم نرفته قرار بود یه پست بنویسی
...
