تبليغاتX
!!!برای تازه شدن،دیر نیست!!!
شنبه هشتم دی 1386

سکانس اول (دلم هوای نوشتن کرده)...

دلم یه باروووونه حسابی می خوااااد!!!!

 

 

سکانس دوم(سلام!!)

به به... بیبین کی اومده ... از این اتفاقاااااا!!!!! کم میافته هااااا!!!! راستش اینقد دلم هوای بارون کرده که حواسم جم نییییس.....

فکر می کنی باران یعنی چی؟!... خوب فکر کن! سکانس آخر برات میگم.

 

 

سکانس سوم (نمیدونم!)

من این روزاااااا خیلی عجیب شدمااااااااا!!!!... گیر ندین... دلم میخواااااد!!! بااااروووون...

میگم هااااا نیدووووووووووووونم....

 

 

سکانس چهارم (بابک!)
هیچی....!!!

 

 

سکانس پنجم (این سکانس، Scent of a woman نام دارد.)

آخ جوووووووون فیلم...  قراره یه عالمه فیلم به دست من بررررسه... خوجاااااااالیم... خیلی وقته فیلم توپ نیگا نکردمااا!!!!

البته امروز یه فیلم دیدم After shocks زیاد حال نداد... دیگه این فیلمااااا رو دوس ندااارم....

از الااااان دستت یه عالمه درد نکنه...

یه مشت فیلم  البته + یه شااال سر

 

 

سکانس ششم (وقتی با تو حرف میزنم! )

یه پیشنهاااااااد.... قبل از اینکه بگم بارون یعنی چی! به پیشنهادم گوش کن...

گذشته و الان من رو با هم مقایسه کن... فکر می کنی دلیل صبوری های غیرقابل باور این روزهای من چیست؟! جواب یادت نره... مرسی! :سوووووووووووووت

 

 

سکانس هفتم (وقتی با تو حرف میزنم 2! )

دلم بارون میخواد... و باران یعنی... من دوستت دارم!!!

 

 

 

پ ن 1: خیلی دلم واااااااست تنگ شده... امیدوارم به زودی بتونم ببینمت... (دعا کنین واسم!)

پ ن2: من از عدد هفت خوشم میااااد... میگن مقدسه...

پ ن3: فیلم

پ ن 4: جدآ چیزی متوچه شدین؟!

پ ن 5: باور کن سرکاااری نیس!!!
پ ن 6: این پست تجزیه و تحلیل دارد!

پ  7: هفت!!!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:48  توسط هدیه  |