روز به خیر ترانه جوانی من!
امید زندگی من!
تو که میدانی من چقدر دل تنگت هستم! میدانی این روزها به کندی سپری میشوند!
نشسته ام روبه روی روزهای مبادا!
روزهای مبادای بی تو... روزگار گذراندن های بی انتها!
همان مباداهایی که انگار قصد ندارند happy end شوند!!!!
بازم هم دکمه Repeat را می زنند :
دلم برایت تنگ شده شدید!
آخر یکی نیس به تو بگوید
مرا چه به تحمل دوری تو؟!
مرا چه به تحمل این همه فاصله؟!
!Just answer me please
دارم به تو فکر می کنم، خود آگاه!
نا خودآگاهم دیگه اشباع شده از تو!
دارم به تو!
...
چرا واکنش های من آن هم از نوع بد و تندش تو را دلزده و خسته نمی کند؟!
!No answer
هیچ اتفاقی نمی افتد...
!?Can you hear me
تو که میدانی من چقدر دوستت دارم!
تو که میدانی من تو را ترجیح دادم به...
بگذریم!
تو که میدانی؟!
…
!Comeon
…
?What do you think
!I Love You So Much
پ.ن خیلی وقت بود اینجوری آپ نکرده بودم... آخییییییییییییش
پ.ن (پی نوشت): به علت درخواست فراوان طرفداران(!) و ارسال نامه ها و ای-میل های بی شمار(!) چند تا از نظر ها رو من* جواب دادم.
*نیازی به معرفی کردن نمی بینم، چون اگه منو نمیشناختین که اینقدر درخواست نمی فرستادین! ![]()
پ.ن (پس نوشت!): میدونم که الان خیلی خوشحال شدین و در پوست خود نمی گنجین! اما این خوشحالی طولی نخواهد کشید، چون احتمالا به زودی همه نوشته های من به توسط یه نفر با بی رحمی تمام حذف خواهد شد. (خدا ازش نگذره اگه اینکارو کنه
)
و ح ی د




سقفش با کفش یکی شد.. آخه پرایدم ماشینه.... 