تبليغاتX
!!!برای تازه شدن،دیر نیست!!!
سه شنبه دوازدهم آذر 1387

روز به خیر ترانه جوانی من!

امید زندگی من!

تو که میدانی من چقدر دل تنگت هستم! میدانی این روزها به کندی سپری میشوند!

نشسته ام روبه روی روزهای مبادا!

روزهای مبادای بی تو... روزگار گذراندن های بی انتها!

همان مباداهایی که  انگار قصد ندارند happy end شوند!!!!

بازم هم دکمه Repeat  را می زنند :

دلم برایت تنگ شده شدید!

آخر یکی نیس به تو بگوید

مرا چه به تحمل دوری تو؟!

مرا چه به تحمل این همه فاصله؟!

!Just answer me please

دارم به تو فکر می کنم، خود آگاه!

نا خودآگاهم دیگه اشباع شده از تو!

دارم به تو!

...

چرا واکنش های من آن هم از نوع بد و تندش تو را دلزده و خسته نمی کند؟!

!No answer

هیچ اتفاقی نمی افتد...

!?Can you hear me

تو که میدانی من چقدر دوستت دارم!

تو که میدانی من تو را ترجیح دادم به...

بگذریم!

تو که میدانی؟!

!Comeon

 

?What do you think

!I Love You So Much

پ.ن خیلی وقت بود اینجوری  آپ نکرده  بودم... آخییییییییییییش  


پ.ن (پی نوشت): به علت درخواست فراوان طرفداران(!) و ارسال نامه ها و ای-میل های بی شمار(!) چند تا از نظر ها رو من* جواب دادم.
*نیازی به معرفی کردن نمی بینم، چون اگه منو نمیشناختین که اینقدر درخواست نمی فرستادین!
پ.ن (پس نوشت!): میدونم که الان خیلی خوشحال شدین و در پوست خود نمی گنجین! اما این خوشحالی طولی نخواهد کشید، چون احتمالا به زودی همه نوشته های من به توسط یه نفر با بی رحمی تمام حذف خواهد شد. (خدا ازش نگذره اگه اینکارو کنه )

و ح ی د

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:8  توسط هدیه  | 

شنبه دوم آذر 1387
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام

به به از این ورااااااااااااااا.... خوبین خوشین؟ چه عجب؟ من اووومدم  

تازه اشم من خیلی هم تند تند آپ می کنم...  کسی چیزی گفت....

بهتر از این شکلاتم که.... oh go on 

همه چی خوبه... خدا رو شکر... ما هم می گذرووونیم... 

خبره خاصی هم نیس....

دیگه اینکه جاتون خالی جمعه رفتیم به سمت خلیج همیشه فارس...خیلی خوب بود...

من خیلی وقت بود دریا نرفته بودم.... اینم دریااااا!!!! (خلیج فارس) بغل

دیگه اینکه غروبم دریااا بودیم... خلاصه من کلی باسه خودم حاااالیدم... خیال باطل

هوا هم که خوب بود یکمی سرد بود...

غروب!

بعدشم شما می فهمین منظور همسترای من از این کارا یعنی چی ؟!  قهر!!! قهر  آشتی!!!! hee hee 

دیگه اینکه امروز باسه خودم داشتم رانندگی میکردم...

یهو یه پراید از اون لاینه پرید روبرو من   (یهنی اومد تو لاین مخالفش) خدا رحمم کرد فقط ماشینمو

جمع کردم نخوره به من... بعد نیدونم چش شد دوباره پرید وسط بلواررر چپ شد...

ماشینش داغون شد و خدا رو شکر راننده اش هیچیش نشد...

خیلی وحشتناک بود... استرس سقفش با کفش یکی شد.. آخه پرایدم ماشینه....

(به علت غم انگیز بودنه ماجرا عکسم نگرفتم)

دیگه هیشییییی.....

فیلن...

دوستون دارررررررم 

پ.ن: نمایشگااااااه بدونه من کوفتتون بشه بعضی هاااااا!!!!!

منم می خواااااااااااااام مامااااااااااااان

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:28  توسط هدیه  |